الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
74
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
توانائى و يا به خاطر جهل و ندانستن و ديگرى امر واقعى ثانوى اضطرارى كه در مورد تعذر امر واقعى اختيارى برعهدهء مكلف مىآيد و يا امر ظاهرى كه در صورت جهل مكلف نسبت به واقع بر دوش او مىآيد چنين موردى محل بحث است كه اگر مكلف نتوانست در شرائط اضطرار يا اكراه . . . امر واقعى اولى را امتثال كند بلكه امر ثانوى اضطرارى را امتثال كرد و پس از امتثال ، عذر و اضطرار رفع شد مثلا تمكن از ماء پيدا كرد آيا آن عملى كه در حال اضطرار انجام داده مجزى است و ما را بىنياز مىكند از اتيان عمل برطبق امر اختيارى ثانيا و قائم مقام اين مىشود و اعاده و قضا را از دوش ما برمىدارد يا خير ؟ و يا اگر مكلف در اثر جهل بهواقع برطبق امر ظاهرى رفتار كرد سپس كشف خلاف شد يعنى معلوم شد كه در واقع وضو نداشته و استصحابش خطا بوده آيا اين عمل كه برطبق امر استصحابى انجام داده مجزى از واقع است و اعاده يا قضاء لازم نيست يا اينكه بعد از كشف خلاف اعاده يا قضاء لازم است ؟ تا اينجا محل نزاع تعيين شد ، حال برويم بر سر مطلب سوم كه آيا اين مسئله اجزاء داخل در مباحث الفاظ است يا در مباحث عقليه ؟ مسئله به دو نحو عنوان شده : 1 - در كتب قدما نوعا عنوان مسئله اين بود كه : الامر هل يقتضى الاجزاء عند الاتيان بالمامور به على وجهه ام لا ؟ چون سخن از دلالت و اقتضاى فعل امر بود او را داخل در مباحث الفاظ و بخش اوامر مىنمودند . 2 - ولى متأخرين نوعا عنوان مسئله را عوض كرده و مىگويند : « الاتيان بالمأمور به » على وجهه هل يقتضى الاجزاء ام لا به عبارت ديگر آيا ما بين اتيان مأمور به به امر اضطرارى يا ظاهرى با مجزى بودن آن از اتيان مأمور به به امر واقعى اولى ملازمه هست يا نيست ؟ با اين عنوان داخل در مباحث ملازمات عقليه است . جناب مصنف مىفرمايد : مسئله اجزاء از مسائل عقليه است و حاكم در آن عقل است . عقل است كه مىگويد اگر شما مأمور به را على وجهه اتيان كرديد اين عمل مجزى است يا نه ؟ و ربطى به مباحث الفاظ ندارد چون امر به دلالت لفظيه بر اين معنى دلالت ندارد امر فقط دلالت بر طلب الفعل دارد اما اينكه اگر عمل را جامعا لجميع الاجزاء و الشرائط اتيان كردى مجزى است و اعاده و قضا ندارد اين را عقل ادراك